الراغب الأصفهاني ( مترجم : غلامرضا خسروى حسينى )
700
المفردات في غريب القرآن ( مفردات الفاظ قرآن با تفسير لغوى و ادبى قرآن ) ( فارسى )
مىگويند : غَشَّيْتُهُ سوطا او سيفا : با تازيانه و شمشير ، او را فرو گرفتم و زدم مثل - كسوته و عمّمته : لباسش پوشاندم و دستارش بستم . غصص : الغُصَّة : غم و دردى كه گلوگير مىشود و راه گلو و حلق تنگ و گرفته مىشود ، در آيه گفت : ( وَ طَعاماً ذا غُصَّةٍ - 13 / مزمّل ) . غضض : الغَضّ : نقصان از ديدن و صدا و آنچه كه در ظرفى است يا ( خيره نگاه نكردن و صداى آرام و ملايم برآوردن از حلقوم ( و از ظرف ) . غَضَّ و أَغَضَّ : ديده فرو هشت و آرام صدا كرد ، در آيات : ( قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصارِهِمْ - 30 / نور ) ( وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ - 31 / نور ) « 1 » ( وَ اغْضُضْ مِنْ صَوْتِكَ - 19 / لقمان ) « 2 » شاعر گويد : فَغُضَّ الطّرف انّك من نمير « 3 » . غُضَّ طرفك : چشمت را پائين بينداز ، كه از نظر تحقير چنان گفته است ( غضّ الطّرف : بطور نيشخند و استهزاء است ) .
--> ( 1 ) دو آيهء اخير مربوط به عفّت و چشم پاكى يا چشم پوشى از نامحرمان است ، نخست بمردان خطاب مىكند و سپس به زنان ، زيرا خطر عزّت نفس و عفّت و حيا در آغاز كردن و نگريستن به غير بيشتر است و لذا مردان را كه بيشتر بلغزش نزديكند و اكثر از آنها آغاز مىشود اوّل مورد خطاب قرار داده است . ( 2 ) يكى از دستورات اخلاقى لقمان حكيم به فرزند خويش است كه مىگويد صدايت را آرام و ملايم كن و بانگ برمدار . ( 3 ) مصراع فوق از جرير است ، مىگويد : فغض الطرف انّك من نمير * فلا كعبا بلغت و لا كلابا ديده فرو نه كه تو نه از قبيله نمير هستى و نه با قبائل كعب و كلاب رسيده و منسوبى .